نبود طور ديگري بود. در آن هنگام تأثير ستارگان را بر طبيعت امري مسلم ميشمردند، ويليام در اين گمراهي شريك شد، پس نميتوان او را بهخاطر كوشش صادقانهاش براي تفكيك موهومات اخترگويي از معلومات اخترشناسي بيش از حد ستود.
برنار سيلوستر1
شاعر فلسفي فرانسوي كه در 1145 ـ 1153، در تور ميزيست. مهمترين تأليفش درباب تمامي جهان2 نام دارد كه مربوط به سالهاي 1145 ـ 1153، است و به تئودوريك شارتري اهدا شده است. اين كتاب تركيبي از شعر و نثر، و در دو فصل است، فصلي در باب عالم اكبر، و فصلي دربارهٴ عالم اصغر، كه بيشتر از تيمايوس و از آثار نوافلاطوني اقتباس شده، و كاملاً جنبهٴ وحدت وجودي دارد. برنار از كتابي عربي در باب علم فراست، كه احتمالاً براساس ترجمهٴ هرمان دالماسيايي بوده است، اقتباس منظوم و منثوري كرد3 و داستاني منظوم براساس اخترگويي نوشت.4 او تأثير روح را بر زندگي گياه و جانور خاطرنشان كرد.
پطروس لومباردي
¿ فصل هجدهم مربوط به فلسفه.
پدرو آلفونسو5
يهودي اسپانيايي كه نام اصلياش موسي سِفَرْدِه بود. در 1062، در وسكاي6 آراگون زاده شد. پزشك آلفونسوي ششم پادشاه كاستيل شد، و در 1106، در وسكا (وشقه) به دين مسيح درآمد و نام ولينعمت خود را برگزيد؛ به انگلستان سفر كرد و مدتي پزشك هنري اول شد و در 1110، وفات يافت. پزشك، اخترشناس، جغرافيدان و متكلم اسپانيايي. رسالهاي از او را در باب صورت فلكي اژدها (كه در اصل به عبري يا به عربي؟ بوده) والكر، رئيس صومعهٴ مالوِرن، در 1120، بهلاتيني ترجمه كرد. پدرو زيجهاي نجومي و جدولهاي تاريخي تأليف (يا ترجمه) كرد و دربارهٴ اخترشناسي مقالهاي خطاب به پيروان فلسفهٴ ارسطو نوشت. او به علوم تجربي علاقه داشت و داراي ذهني نقاد بود. قطعهاي از يك نقشهٴ متعلق به او،7 مفهوم اَرِم8 يعني مركز يا